درد عشق
شنبه 7 مهر1386
قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت
برگه هاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
برگه هاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
جمعه 6 مهر1386
هر كه رفت پاره اي از دل ما را با خود برد... اما... او كه با ماست... او كه نرفته است...
از او بپرسيد كه چه مي كند با دل ما؟!
از او بپرسيد كه چه مي كند با دل ما؟!
بي كسي
جمعه 6 مهر1386
آدم ها
جمعه 6 مهر1386
آدما مثل كتابن
از روي بعضي هاشون بايد نوشت ، از روي بعضي هاشون بايد جريمه نوشت
بعضي هاشون و بايد چند بار خوند تا معني شونو فهميد و بعضي هاشونو بايد نخونده گذاشت تو قفسه
از روي بعضي هاشون بايد نوشت ، از روي بعضي هاشون بايد جريمه نوشت
بعضي هاشون و بايد چند بار خوند تا معني شونو فهميد و بعضي هاشونو بايد نخونده گذاشت تو قفسه
كمي مزاح
جمعه 6 مهر1386
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد دربه دري
هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر
پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب از جيب و جان كه برآيد كز عهدهي خرجش به در آيد.
هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر
پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب از جيب و جان كه برآيد كز عهدهي خرجش به در آيد.
سلام تازه
جمعه 6 مهر1386
سلامي تازه به محبوب ترين دوستم !
شايد بيشتر از يك سال بود كه نيومده بودم تو وب امشب دلم هواشو كرد گفتم يه سري بزنم تو وب شايد گذارش بيوفته و مطالبم و بخونه.
قبل از هر چيز از همتون مي خوام برام دعا كنين (خيلي زياد ) و بعد با اجازه دوستم مي خوام جچند كلمه اي بنويسم.
شايد بيشتر از يك سال بود كه نيومده بودم تو وب امشب دلم هواشو كرد گفتم يه سري بزنم تو وب شايد گذارش بيوفته و مطالبم و بخونه.
قبل از هر چيز از همتون مي خوام برام دعا كنين (خيلي زياد ) و بعد با اجازه دوستم مي خوام جچند كلمه اي بنويسم.
صادق هدایت
جمعه 11 خرداد1386
هيچكس نمي تواند بفهمد.هيچكس باور نخواهد كرد ، به كسيكه دستش از همه جا كوتاه بشود بگويند :
برو سرت را بگذار و بمير ، اما وقتي مرگ هم آدم را نمي خواهد ، وقتيكه مرگ هم پشتش را به آدم مي كند ، مرگي که نمي آيد و نمي خواهد بيايد ...
همه از مرگ می ترسند . من از زندگی سمج خودم ...
امشب !
یکشنبه 6 خرداد1386
امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت
وز بستر عافيت برون خواهم خفت
باور نكني خيال خود را بفرست
تا در نگري كه بي تو چون خواهم خفت

سلام !
پنجشنبه 3 خرداد1386
"سرشار از تهی" فکر کنم خیلی دلت پره !!!
سلام...
یک سلام پر رنگ و چند نقطه چین به علامت جواب هایی که هرگز ندادی ! و یک دقیقه سکوت به احترام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند ...!
دوست !!!!
جمعه 14 اردیبهشت1386
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد !
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد ؟!
لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox



